5-کارآفرینان تنها به سود هستند و تمام نیاز ایشان پول است
این یک حقیقت است که اقدام به یک کار مخاطره آمیز برای بقا، احتیاج به سرمایه دارد. این امر نیز درست است که تعداد بسیار زیادی از شکست های شغلی بر اثر فقدان پشتیبانی مالی مناسب رخ می دهد. اما داشتن پول، تنها محافظ در برابر شکست نمی باشد. بیشتر اوقات ناکامی بر اثر فقدان تامین مالی مناسب نشانگر سایر مشکلات بدین شرح است:
عدم صلاحیت مدیران،
فقدان درک مسایل مالی،
سرمایه گذاری ناچیز،
طرح ریزی ضعیف و ...
6- تمام نیاز کارآفرینان خوش شانس اند
کارافرینان آماده ی که در پی فرصت ها هستند، در هنگام روبرو شدن با آن بیشتر خوش شانس به نظر می آیند. در حقیقت آن ها برای درگیر شدن با موقعیت ها و تبدیل آن ها به موفقیت از آمادگی بیشتر برخوردار می باشند. آنچه که در حقیقت باعث می شود یک فرد خوش سانس به نظر برسد عبارت است از آمادگی، عزم راسخ، آمال و آرزوها، دانش و خلاقیت.
7- برای کارآفرینان بی اطلاعی نعمتی است
این اسطوره که طرح ریزی و ارزیابی بیش از حد، منجر به یکسری مشکلات دایم می شود، یعنی تحلیل مفرط به فلج شدن منتهی می گردد. در بازارهای رقابتی امروز که نیازمند برنامه ریزی دقیق و آمادگی می باشد، جایی ندارد.
8- کارآفرینان در جستجوی موفقیت، شکست های زیادی را تجربه می کنند
این یک واقعیت است که بسیاری از کارآفرینان قبل از آنکه موفق شوند از شکست هایی رنج می برند. آن ها از این ضرب المثل پیروی می کنند که : «اگر در اولین بار موفق نشدی، دوباره و دوباره سعی کن» در حقیقت ناکامی، می توانند درس های زیادی به آنانکه دوست دارند بیاموزند، بیاموزد و آن ها را به موفقیت های آتی رهنمون سازد زیرا با انجام هر کار مخاطره آمیزی فرصت های جدید و ناخواسته افزایش می یابد.
9- کارآفرینان حد نهایی خطر پذیران هستند
نگرش عمومی در مورد ریسک کارآفرینان تحریف شده می باشد. علی رغم اینکه ممکن است چنین به نظر آید که یک کارآفرین در حال قمار کردن، با یک شانس وحشتناک است، حقیقت این است که معمولاً کارآفرین براساس یک ریسک معقول یا حساب شده عمل می کند. کارآفرینان موفق، به وسیله ی برنامه ریزی و آمادگی تلاش می کنند تا به منظور کنترل بهتر سرنوشت خودشان، میزان ریسک موجود را به حداقل برسانند.
گذشت سال ها، اسطوره های فراوانی درباره کارآفرینی پدید آمده است. این اسطوره ها نتیجه فقدان پژوهش در باب کارآفرینی هستند. همان طور که بسیاری از پژوهش گران متذکر شده اند، مطالعه ی کارآفرینی هنور در حال انجام است و از این رو، عامه ی مردم همچنان به آن ها باور خواهند داشت تا اینکه یافته های پژوهشی معاصر بر آنها خط بطلان بکشد.
1- کارآفرینان اهل عمل هستند نه اهل اندیشه
در حقیقت کارآفرینان افرادی بسیار روشمند هستند که حرکات خود را به دقت طرح ریزی می کنند. امروزه تاکید بر ایجاد طرح های تجاری روشن و کامل شاخصی است که نشان می دهد کارآفرینان اندیشمند به اندازه ی کارآفرینان «عمل کننده» اهمیت دارند.
- کارآفرینان متولد می شوند، ساخته نمی شوند
امروزه، شناخت کارآفرینی به عنوان یک علم به رد این اسطوره کمک کرده است. کارآفرینی همچون کلیه ی علوم دیگر، دارای مدل ها، فرآیندها و موارد مطالعاتی است که مطالعه و بررسی در خصوص این مبحث را میسر می سازند.
3- کارآفرینان همه مبتکر هستند
این عقیده که کارآفرینان مبتکرین هستند نتیجه درک غلط و کوته بینی است، گرچه بسیاری از مخترعین کارآفرین نیز هستند، کارآفرینان متعددی، انواع فعالیت های نوآورانه را انجام می دهند.
4- کارآفرینان وصله های ناجور علمی و اجتماعی می باشند
این باور که کارآفرینان بی لیاقتان دانشگاهی و اجتماعی هستند بر اثر مشاهده برخی از صاحبان مشاغل است که پس از اخراج از محل تحصیل یا ترک کسب شرکت های موفقی را تاسیس کرده اند. بوجود آمده است. امروزه کارآفرین به عنوان یک قهرمان اجتماعی، اقتصادی و دانشگاهی شناخته می شود. از این به بعد کارآفرین نه به چشم یک بی لیاقت بلکه به عنوان یک حرفه ای نگاه می شود.
استیو
تا کنون مصاحبه های زیادی انجام داده .. حرف های بسیار الهام بخشی که او
در ۱۵ سخنرانی خود زده است را دوست دارم در اینجا بنویسم
طراحی اون چیزی نیست که به نظر میرسه و ما فکر میکنم و طراحی چیزیه که نشون میده ما باید چگونه کار کنیم
معیار کیفیت برای بعضی از مردم فقط محیطی است که در آن زندگی میکنند ، نه آرزوهایی که دارند
اگه من رو به عنوان اصلاح گر جهانی انتخاب کنند با چکش برای اینکار اقدام میکنم
تمایز بین رهبر و پیرو نوآوریست
شما
نباید از مشتری بپرسید که چی میخوان و به زور اون چیزی رو که میخوان بهشون
بدید ، باید اون ها رو به سمت چیز های نو و جدید سوق بدید
گاهی
اوقات شما فقط میخواید نوآوری کنید و نمیتوانید، کاری که میکنید اشتباه
است . کار بهتر این است که برای حل مشکل خود به آن اعتراف کرده و از دیگران
کمک بخواهید
تقریبا ، اپل و همچنین دل تنها کسانی هستند که فقط برای پول کار نمیکنند ، اون ها فقط و فقط برای نو آوری کار میکنند
بسیاری
از شرکت های موفق کار خود را از کم به زیاد شروع کرده اند و شایدم این
انتخاب درست باشه . انتخاب یک مسیر کاملا متفاوت از سایر مسیر هاست ، برای
مثال ما همیشه بر این باور بودیم و هستیم که اگه در مقابل مشتریان یک محصول
ایده آل و تمام استفاده رو بزاریم اون ها هم حاضر میشن سر کیسه رو شل
کنن..
ما
برای ساخت محصول بعدیمون سه سال وقت داشتیم ، برای همین از مشتریامون
پرسیدیم چه چیزی رو نیاز دارن و همچنین چه چیزو رو از ما میخوان و در نتیجه
ما کامپیوتری رو ساختیم که بر حسب گفته های مردم بود و این کار تمام
مشتریای ما رو خوشحال کرد ، منظور من اینه که نظر مشتری از همه چیز واجب
تره.
هیچ کس مردن را دوست ندارد ، حتی افرادی که معتقدن به بهشت
میرن هم از مرگ فرار میکنن با این حال مقصد همه ی ما مرگه هیچ کس و ناکسی
نتونسته از اون فرار کنه و به اعتقاد من این همون چیزیه که باید باشه ، چون
مرگ بهترین اختراع زندگی و خداونده ، مرگ عامل تغییر در زندگیه ، پاک کردن
دوباره ی ما از گناهان برای قدم گزاردن در راهی جدید ، بالآخره روزی نوبت
شما هم میرسه ، ولی به تدریج ، به نوبت و طولانی ، برای همین نباید وقت رو
از دست بدیم ، ببخشید که این صحبت ها رو میکنم ، اما حرف راست گفتن داره.
هر
بار در حالی که بک محصول، انقلابی به پا میکند و همه چیز را تغییر میدهد
.. باید خوش شانس بود که در این راه قدم گزارد … اپل بسیار خوش شناس بوده
که چندید محصول انقلابی را فقط برای خود و کار کنان خویش ثبت کرده است
اگر
پول دار ترین آدم دنیا نیز بمیرد برای من مهم نیست …. برای من مهم اینه
وقتی به رختخواب برم که کار بسیار مهمی در طول روز انجام داده باشم.
نوآوری
به چیزی بیشتر از پول و ثروت ختم میشود . هنگامی که اپل روی کار آمد ، آی
بی ام در حال سودجویی بیشتر بود … نوآوری اینه که مردم به رهبری شما ایمان
داشته باشند و شما رو قبول کنند.
من از موفقیت مایکروسافت
غمگین شدم — من هیچ مشکلی با اون ها ندارم ، اون ها توی قسمت های متعددی
موفقن . مشکل من اینه که اونها سه برابر نرخ روز جهان محصولاتشون رو
میفروشن.
برچسب ها : موفقیت، خلاقیت، کارآفرینی، مدیریت، استیو جابز، گفته های جالب از استیو جابز
رهبری یک فعالیت کارآفرینانه نیز، ویژگی ها و خصوصیات خاصی را می طلبد. این نوع رهبری مثل باغبانی است! وقتی گوجه فرنگی می خواهید، بذر آن را در خاکی حاصلخیز می کارید و تحت مراقبت پر مهر خود قرار می دهید، آبیاری می کنید و نور مناسب فراهم می کنید تا به عمل برسد. کارآفرینان سازمانی نیز مثل باغبان از ایده های خود مراقبت و حمایت می کنند تا به نتیجه برسید.
یک کارآفرین سازمانی باید با تمام جنبه های فضای سازمان، آشنا شود. دور اندیشی و انعطاف پذیری داشته باشد. این افراد رویا پردازانی چیره دست هستند که هر ناممکنی را می توانند تصور کنند. رهبر یک فعالیت کارآفرینانه باید رویایی در سر داشته باشد و بتوانند برای قبولاندن رویای خود به دیگران، از پس مشکلات و موانع برآید. کارآفرینی سازمانی، رهبری محافظه کار و در حفظ وضع موجود نیست.
بلکه انعطاف پذیر بوده و آماده پذیرش و حتی مشوق تغییر است. هر تهدید و چالشی می تواند برای یک کارآفرین سازمانی، تبدیل به یک فرصت برای خلق چیزهایی جدید شود. پیتر دراکر در این زمینه جمله ی جالبی دارد: «هنگامی که از آسمان، مائده ی آسمانی می بارد، عده ای چتر بر سر می گیرند و عده ای به دنبال قاشق بزرگ تر می گردند!» کارآفرینان سازمانی، همیشه در جستجوی قاشق بزرگ تر هستند.
یک رهبر خوب فعالیت های کارآفرینانه می تواند از هر کسی قهرمان بسازد. کارآفرین سازمانی برای حمایت از فعالیت های تیم در اجرای ایده اش باید ائتلافی از پشتیبانان را تشکیل دهد. جلب نظر مثبت سرمایه گذاران، مدیران رده بالا، سهامداران و سایر گروه های ذینفع می تواند در دلگرمی هر چه بیشتر تیم کاری، بسیار موثر باشد.